تبليغاتX
کاسنی! - دلم می سوزد!

کاسنی!

اگر کاسنی تلخ است، از بوستان است! اگر عباس مجرم است، به دوستان سلام برسونید!


اثر آنجل بولیگان از مکزیک

این روزها دلم برای همه چیز می سوزد.

دلم می سوزد برای جوانانی که کتک می خورند!
دلم می سوزد برای آنهایی که کتک می زنند!
دلم می سوزد برای کسانی که خوشحالند!
دلم می سوزد برای آنهایی که ناراحتند!
دلم می سوزد برای شال های سبز!
دلم می سوزد برای رنگ های پرچم کشورم!
دلم می سوزد برای بی اعتمادی فرا گرفته در بین مردم!
دلم می سوزد برای عدم شناخت خوب از بد!
دلم می سوزد برای آب های گل آلود!
دلم می سوزد برای ماهیگیران از آن آبها!
دلم می سوزد برای سرعت پائین اینترنت!
دلم می سوزد برای فیلتر شدن فیس بوک!
دلم می سوزد برای هیجانات فرو خورده!
دلم می سوزد برای جوانان فریب خورده!
دلم می سوزد برای تو که من را نشناختی!
دلم می سوزد برای خودم که دیر تو را شناختم!
دلم می سوزد برای تو که متهم به براندازی می شوی!
دلم می سوزد برای خودم که متهم به جیره خواری می شوم!

کاری که نمی توانیم بکنیم. بیائید دلمان برای همدیگر بسوزد!

پ.ن:
1/ تمام جیره هایی که تا کنون خورده ام را جمع  کردم. بیا تو یکجا همه اش را بخور!
2/ حقیقت همه چیز رو عوض می کنه!
3/ گاهی اینقدر سرگرم عیب جویی از دیگرانیم که عیوب خود را فراموش می کنیم!
4/ تو را رها کردم با دگران ... گذشتم از تو چون رهگذران!
5/ اگر قطار از ریل خارج بشه آزادِ ولی به جایی نمی رسه!
6/ این روزها می گذرد. تنها چیزی که می ماند قضاوت های ما نسبت به هم و دوستی های برباد رفته است!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت   توسط عباس قاضی زاهدی  |